اعلانات انجمن
عضویت رایگان و ارسال سوال

اطلاعیه» حمایت مالی از انجمن تعهد

قوانین تعهد را قبل از ارسال پست بخوانید

توجه» در انتخاب عناوین موضوعات خود دقت کنید

مشاوره تلفنی» برای تعیین وقت مشاوره تلفنی ابتدا به راهنمای تعهد، پیام خصوصی ارسال کنید


خواستگاری برادرهای دوقلو !
زمان حال : ۲-۵-۱۳۹۳, ۰۶:۴۸ صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: سپیده A
آخرین ارسال: xgold61
پاسخ: 7
بازدید: 1498

ارسال موضوع ارسال پاسخ
 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امیتازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خواستگاری برادرهای دوقلو !
نویسنده پیام
سپیده A
کاربر عضو
*

ارسالات : 4

اعتبار : 0
تاريخ عضويت : آذر ۱۳۹۰
سن من :
جنسیت من :
حالت من :
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
ارسال : #1
خواستگاری برادرهای دوقلو !
با سلام سه سال پیش خواستگار سمجی داشتم که در روستا زندگی می کردند و وضع مالی خوبی نداشتند،به خاطر اینکه کوچکتر از من بود قبول نمی کردم در ضمن برادردوقلویش که از نظر ظاهری شبیه هم ولی از نظر اخلاقی متفاوت بودند من خواستگاری کرده بود که من او را رد کرده بودم،بعد از 1 سال به خانه ما آمدند که من 25 ساله و حمید 24 ساله بود،با هم صحبت کردیم و من جواب مثبت دادم،بعد از1 هفته بی خبری به خانه ی ما آمد حمید مرتب به من می گفت پشیمان نمی شوی و من به او اطمینان می دادم که می خواهم با او زندگی کنم اما رفت و دوباره من را در بی خبری گذاشت بعد از 9 روز مادرم به آنها زنگ زد که به هم بزند ولی حمید با برادرش به خانه ما آمدند ما با هم صحبت کردیم او گفت وضع مالی ما در حد شما نیست و ناراحت بود ولی من گفتم برایم مهم نیست،او به من گفت آدم نقد و ول نمی کنه نسیه رو بچسبه من از این حرفش ناراحت شدم و بعد از دو روز که باز هم از حمید خبری نداشتم جواب منفی دادم که آنها گفتند حمید به خاطر برادرش خودش را کنار کشیده و برای برادرش از من خواستگاری کردند،من او را نمی خواستم و جواب منفی دادم .بعد از این ماجرا من هر جا می رفتم حمید دنبال من می آمد در ضمن حمید به من خیلی شک داشت الان مجددا حمید از من خواستگاری کرده و من با کاری که او انجام داده نمی دانم چه کنم لطفا من را راهنمایی کنید. تشکر
امضای سپیده A:


A.Z
(آخرين ويرايش در ارسال : ۷-۵-۱۳۹۲ ۰۶:۱۵ صبح توسط : طنین.)
۱۸-۹-۱۳۹۰ ۰۹:۵۸ عصر
يافتن تمامي ارسالات اين کاربر نقل قول اين ارسال در پاسخ سريع
xgold61
همیار سازنده
*

ارسالات : 721

اعتبار : 27
تاريخ عضويت : آذر ۱۳۹۰
سن من :
جنسیت من :
حالت من :
سپاس ها 4
سپاس شده 20 بار در 8 ارسال
ارسال : #2
Rainbow RE: خواستگار.......
سلام سپیده خانم
لطفا توضیح بدین که:
1-به چه علت شما به خواستگاری حمید جواب مثبت دادین؟
2-اون دو برادر از کجا با شما آشنایی داشتن؟
3-آیا می تونید تصور کنید که این خواستگاری که دارین بتونه شما رو خوشبخت کنه؟
4-آیا شما با اتفاقاتی که در گذشته افتاده می تونید کنار بیاین؟ و به چه علت؟
و در نهایت:
5-آیا شما می تونید با شرایط و امکانات این پسر کنار بیایید؟
شاید در این صورت من و سایر دوستان بتونیم بهتر کمکتون کنیم.
امضای xgold61:


دردهایم را
برایت گفته ام
بشنو اکنون
این سکوت تلخ را
۱۸-۹-۱۳۹۰ ۱۱:۵۰ عصر
يافتن تمامي ارسالات اين کاربر نقل قول اين ارسال در پاسخ سريع
سپیده A
کاربر عضو
*

ارسالات : 4

اعتبار : 0
تاريخ عضويت : آذر ۱۳۹۰
سن من :
جنسیت من :
حالت من :
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
ارسال : #3
RE: خواستگار.......
سلام مرسی از توجه تان
1. وقتی با حمید صحبت کردم او را پسری منطقی،باهوش،باسیاست دیدم . حمید موقعیت شغلی خوبی دارد و در رشته رزمی چندین مدال آورده البته شغل خوب و مدال هایش برایم چندان مهم نبود زرنگی حمید بود که برایم ارزش داشت،به من دروغ نمی گفت حتی اگر به ضررش تمام میشد،چشم پاک بود،وقتی با هم حرف می زدیم جوی را ایجاد می کرد که من بتوانم راحت صحبت کنم،با اینکه دیپلم داشت در حد لیسانس حرف می زد،اهل تفریحات ناسالم هم نبود
2. نسبت فامیلی دوری داریم،ما در روزهای تعطیل به روستایمان می رویم و آنها در محله ما هستند گاهی اوقات به خانه پدربزرگم می آیند
3. در یک کفه ترازو خصوصیات حمید و در کفه دیگر بد بینی و کارهای گذشته اش . حس می کنم کفه اولی از دومی سنگین تر است ولی نمی توانم آینده را پیش بینی کنم
4. من الان نسبت به اتفاقات گذشته سرد شده ام ولی هنوز ناراحت هستم به خاطر اینکه حمید به من تهمت زد،باعث شد هزار تا حرف بشنوم،مهم تر از همه عابرویم بود که آن را بر باد رفته دیدم ( فقط خانواده نزدیک از ماجرا خبر داشتند ) نمی دانم این ناراحتی را می توانم از یاد ببرم یا نه
5.حمید 1 سال است در شهری که من زندگی می کنم خانه اجاره کرده و با برادرش زندگی می کند . وضع مالی ما معمولی است . وضع خانواده اش،شرایطی که در آن بزرگ شده،برای من اصلا اهمیت ندارد،الان موقعیت خوبی دارد و می تواند یک زندگی را اداره کند
امضای سپیده A:


A.Z
۱۹-۹-۱۳۹۰ ۱۲:۵۶ عصر
يافتن تمامي ارسالات اين کاربر نقل قول اين ارسال در پاسخ سريع
شاهوردی پور
مشاور تعهد
******

ارسالات : 1,514

اعتبار : 136
تاريخ عضويت : آذر ۱۳۸۹
سن من : 25
جنسیت من :
حالت من :
سپاس ها 545
سپاس شده 1610 بار در 524 ارسال
ارسال : #4
RE: خواستگار.......
سلام به تعهد خوشامديد
علت بي خبر رفتن هاي حمدي چي بود؟
رابطه گذشته شما در چه حد بود؟
ايا اين رابطه باعث بد بيني حميد شده يا اين كه حميد قبلا هم اين رفتار رو داشت؟
علت اين كه مي فرماييد ابروريزي شده جيه؟
(((وضع خانواده اش،شرایطی که در آن بزرگ شده،برای من اصلا اهمیت ندارد،))
ببينيدشخصيت ما نحوه رفتار گفتار همگي براينده خانواده ماست و ما براي داشتن زندگي خوب بايد همسر اينده خود را از خانواده اي خوب انتخاب كنيم كه به ما و خانواده ما در فرهنگ، اخلاق، و مذهب، و تربيت شباهت داشته باشه النتخاب خوب انتخابي است كه طرفين در ان بيشترين شباهت رغا داشته باشند
اگر بين خانواده ها صرف نظر از تفاوت مالي در ديگر زمينه ها تفاوت فاحشي وجود داشته باشه مي توان نتيجه گرفت كه همسري كه از اين خانواده انتخاب شده نيز با شما متفاوت خواهد بود اگر دذر حال حاضر مشابهتي دارد بيشتر به خاطر خواستگاري و جواب بله است نه اين كه شخصيت فرد اين چنين باشد
نكته ادوم اين است كه ماگاهي به تبع تنوع طلبي خود مان جذب افرادي مي شويم كه با ما متفاوت است اما اين جذب شدن يك احساس است و احساسات ناپايدارند و اگر در اين شرايط ازدواجي صورت گيرد با اطمينان مي توان گفت كه نتيجه خوبي نخواهد داشت
لذا به شما توصيه مي شود در انتخاب خود و معيار هايتانبراي ازدواج نكات زير رال در نظر داشته باشيد:
1-شباهت و تطابق در خانواه
2-ويژگي هاي شخصيتي
3-اخلاق و باور هاي مذهي
4-سلامت رواني
در مرو.د بد بيني خواستگارتان بهتر است براي اطمينانت بيشتر حتمامشاوره قبل از ازدواج داشته باشيد
امضای شاهوردی پور:


« امیر مومنان علی (ع) میفرماید : دنیا دو روز است ، روزی که با توست مغرور نباش و روزی که علیه توست صبور باش ، هر دو پایان پذیر است»
۱۹-۹-۱۳۹۰ ۰۶:۳۰ عصر
يافتن تمامي ارسالات اين کاربر نقل قول اين ارسال در پاسخ سريع
ehsan
کابر فعال تعهد
***

ارسالات : 571

اعتبار : 73
تاريخ عضويت : ارد ۱۳۹۰
سن من : 24
جنسیت من :
حالت من :
سپاس ها 838
سپاس شده 1375 بار در 473 ارسال
ارسال : #5
RE: خواستگار.......
HI & welcome
ببیند دوست عزیز شما چند چیز رو مبهم گذاشتید.
1:تهمت آقا حمید؟
2:گذشته آقا حمید؟
3:موضوع تهمت هایی که به شما میزنند؟
4:دلیل اینکه دوباره برگشته چیه؟
شما باید به این آقا بگید که چرا به شما تهمت یا هرچی رو به شما زده بالاخره پای آبروی یک نفر درمیانه.اونم آبرو یک دختر.حالا پسره رو میشه آبروش رو جموجور کنه ولی وقتی یک دختر یم هولوگرام بدی روش بخوره دیگه نمیشه اون هولوگرام رو کند.
و ایشون باید پاسخگوی سوال شما باشه.
امضای ehsan :


اگر رفت....!!
دنبالش نرو
اگر برگشت دلش پیش تو بوده
اگر رفت و برنگشت بدون از اولشم مال تو نبوده5
۱۹-۹-۱۳۹۰ ۰۷:۵۸ عصر
مشاهده وب سايت اين کاربر يافتن تمامي ارسالات اين کاربر نقل قول اين ارسال در پاسخ سريع
سپیده A
کاربر عضو
*

ارسالات : 4

اعتبار : 0
تاريخ عضويت : آذر ۱۳۹۰
سن من :
جنسیت من :
حالت من :
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
ارسال : #6
RE: خواستگار.......
سلام مرسی و ممنون ازهمرازگرامی و احسان عزیز
1. ما دوست هم نبودیم و هیچ رابطه ای با هم نداشتیم ،آنها با پدربزرگم رفت و آمد داشتند و بعضی وقت ها که من خانه پدربزرگم می رفتم آنها آنجا بودند یا بعد می آمدند اگر حرفی گفته میشد در جمع و همگانی بود
2. 1 سال قبل از اینکه به خانه ما بیایند که آن موقع خواستگاری کرده بود،هر وقت من به روستایمان می رفتم و با دختران فامیل برای گردش بیرون می رفتیم حمید دنبال ما می آمد،گاهی وقت ها سر راهم سبز میشد،من را زیر نظر می گرفت . نمی دانم از بدبینی او بود یا علت دیگری داشت
3. حمید به من گفت تو فقط می خواهی ازدواج کنی و برایت مهم نیست با چه کسی می خواهی زندگی کنی،هر کسی با هر خصوصیتی ازت خواستگاری کند جواب مثبت به او میدهی . من از این حرف خیلی ناراحت شدم( خدا شاهد است که من این جور دختری نیستم ، قبل از حمید و بعد از او خواستگارانی داشتم ولی به دلایلی قبول نکردم ) . او فکر می کرد من چشمم دنبال برادرش است؛آن موقع که حمید با برادرش به خانه ما آمدند من وحمید در اتاق با هم صحبت کردیم و بعد از تمام شدن صحبت هایمان او از اتاق بیرون رفت من هم می خواستم از اتاق بیرون بروم اما حمید نگذاشت و دررا روی من بست ؛ یکدفعه هم که با برادرش خداحافظی کردم به من چشم خیره رفت و با حالت قهرازخانه بیرون رفت
4. نیامدن ها و بی خبری های حمید باعث شد اطرافیانم من را مقصر بدانند و برچسب هایی به من بزنند، اطرافیانم حتی یکبارهم حرف ها و رفتارهای حمید را با من ندیده بودند،هر کسی ساخته ذهن خودش(سپیده ناراحتی کرده، سپیده ظاهرش بد بوده و...) را به من انتقال میداد،در صورتی که من به او احترام می گذاشتم و کاری انجام نمی دادم که او از من برنجد . من از این همه قضاوت های نابجا به ستوه آمدم . نمی توانستم این 2 حرف حمید را به اطرافیانم بگویم،در صورت بازگو کردن این 2 مطلب آبرویم بیش از این می رفت فقط به آنها گفتم حمید به من اعتماد ندارد و مرتب به من می گوید پشیمان نمی شوی
5. حرف های اطرافیان و حمید برایم خیلی سنگین بود؛من آن موقع فشار شدیدی را تحمل کردم
6. وقتی من به برادرش جواب منفی دادم 2 ماه بعد برادرش بازهم خواستگاری کرد و من جواب منفی وقطعی را دادم،4 ماه بعد حمید یکی از فامیل هایمان را فرستاد و من به حمید جواب منفی دادم . بعد از آن حمید رفتارش مثل زمانی شد که خواستگاری کرده بود ولی هنوز به خانه ما نیامده بودند .
7. ببخشید منظورم را درست بیان نکردم . منظورم از شرایطی،امکانات مادی بود که در روستا همانند شهر برایش فراهم نبود .
8.علت بی خبری ها و بازگشت دوباره حمید را صددرصد نمی دانم ولی شاید بتوانم بگویم 2 مطلبی که بیان کردم دلیلش بود .
9. چرا او اینقدر به من بددل وشکاک شده ؟
امضای سپیده A:


A.Z
۲۰-۹-۱۳۹۰ ۰۱:۴۷ عصر
يافتن تمامي ارسالات اين کاربر نقل قول اين ارسال در پاسخ سريع
xgold61
همیار سازنده
*

ارسالات : 721

اعتبار : 27
تاريخ عضويت : آذر ۱۳۹۰
سن من :
جنسیت من :
حالت من :
سپاس ها 4
سپاس شده 20 بار در 8 ارسال
ارسال : #7
RE: خواستگار.......
سپیده عزیز فکر میکنم شما و حمید از 2 دنیای متفاوت هستین برای همین به مسایل از یک زاویه نگاه نمی کنید. اختلافات و سوء تفاهمات شما در این مدت به نظر خیلی بیشتر از حد قابل قبول در شرایط قبل از ازواجه. به نظر من به این پسر دیگه فکر نکنید و صراحتا بهش جواب منفی بدین و در این باره مفصل با خانواده صحبت کنید. ضمنا شکاکی و بددلی حمید میتونه به دلیل همین عدم شناخت از دنیای شما باشه.
امضای xgold61:


دردهایم را
برایت گفته ام
بشنو اکنون
این سکوت تلخ را
۲-۱۰-۱۳۹۰ ۱۱:۰۱ عصر
يافتن تمامي ارسالات اين کاربر نقل قول اين ارسال در پاسخ سريع
ارسال موضوع ارسال پاسخ


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  مشکل خواستگاری دوست پسرم atefe-sadegh 20 2,522 ۱۷-۲-۱۳۹۱ ۱۰:۳۶ عصر
آخرین ارسال: حسین 4477

پرش به انجمن :


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان